(+۹۸) ۳۱- ۳۲۶۸۲۰۶۸

فرم درخواست مشاوره
مشاوره

چه‌طور می‌توان یک ویدیویی تبلیغاتی ساخت؟ تخمین می زنند روزانه 500 میلیون نفر در فیسبوک ویدیو تماشا می کنند. این عدد عجیب هم نیست، چون تماشا کردن یکی از راحت ترین راه ها است. اما یک مسئله جزئی وجود دارد. تولید ویدیو به اندازه تماشا کردنش آسان نیست. در وهله‌ اول فکر کردن به این موضوع شاید هولناک به نظر برسد. ویدیو ساختن کار ساده ای نیست و چه بسا یک اثر بد بیشتر از اینکه جذب‌ کند، دفع‌ کننده باشد! شرکت ‌هایی البته هستند که کار ما را راحت می ‌کنند و به صورت حرفه ‌ای نیاز ما را در ویدیو مارکتینگ جواب می ‌دهند اما بی ‌تعارف پول می ‌خواهند و صرف هزینه برای هر کسی ممکن نیست. در این مقاله بر آن هستیم تا نکات کلیدی و مهمی را معرفی کنیم تا اگر قصد دارید از این ابزار رسانه ‌ای برای تبلیغات محصولات یا اندیشه ‌های خود استفاده کنید، آن ها را به کار ببندید و قدم‌های اولیه را در جای درست و مناسب برای ساخت یک ویدیو بگذارید.

11 راهکار مهم برای افزایش بازدهی تبلیغات ویدیویی

راهکارهای افزایش بازدهی تبلیغات ویدیویی

1- برنامه ریزی کنید
این بخش اجباری هر کاری است که می خواهید شروع کنید. همه احتمالاً این را به شما توصیه می کنند. اما واقعیت آن است که این بخش اساسی ترین کاری است که برای شروع ساخت یک ویدیو باید انجام دهید.
قبل از تنظیم، ضبط یا ویرایش در مورد هدف فیلم خود شروع کنید. از خودتان بپرسید چرا؟ چرا فیلم می سازم؟ و در پاسخ به کدام هدف؟ چه کسانی قرار است ویدیوی من را تماشا کنند؟ هر تصمیمی که شما قبل از شروع فرآیند ساخت ویدیو بگیرید پاسخ به این موضوع خواهد بود که مخاطبان پس از تماشای آن چه تأثیراتی می پذیرند یا چه واکنشی نشان می دهند.

مثلاً آیا ترغیب خواهند شد با مدادی که ما تولید کرده ایم بنویسند؟ مطمئناً بدون داشتن هدفی مشخص زمان و پول شما یا تیم تان در گردابی از دوباره کاری ها و ویرایش ها تلف خواهد شد. فراتر از آن به سناریو فکر کنید. بدون سناریو همه وقت و زمان تان را به هدر داده اید. آغاز، اوج، فرود و دیگر ویژگی ها سناریونویسی حتی به ساده ترین شکل ممکن به ویدیوی شما شکل می دهد. حتی بدون کاغذ یک خرید ساده از سوپرمارکت هم به سردرگمی ختم می شود. پس اهمیت آن را نادیده نگیرید.

 

2- این ویدیو قرار است کجا پخش شود؟
در فیسبوک؟ اینستاگرام؟ آپارات؟ قبل از اینکه ویدیوی خود را جهت اشتراک گذاریِ بیشتر در پلت فرم های مختلف بگذارید، بایستی یک مکان هدف مشخص کنید. تکرار محتوای مشابه در شبکه های اجتماعی هر مخاطبی را از شما مأیوس می کند. مکان هدف شما از قبل بایستی متمایز و مشخص شده باشد. درک درست از تفاوت های ریز هر شبکه ی اجتماعی و کاربران آن می تواند مخاطبان همفکری را به دنبال کشف محتوای تولیدی ما هستند سوق دهد.

همچنین هر کدام از این اپلیکیشن ها به لحاظ ابعاد تصویری فرم های گوناگونی دارند که بایستی به آنها توجه نمود. گاهی نیاز است به عنوان فیدهای خبری اجتماعی، و گاه در پست های اینستاگرام فیلمهای مربعی و اگر در اینستاگرام Stories ایجاد می کنید، لازم است عمودی و کمتر از 15 ثانیه باشد. پس جامعه هدف یا همان Target Market را جدی بگیرید.

3- بیش از حد درباره محصول صحبت نکنید
خودتان را جای مخاطب بگذارید. فکر کنید یک ویدیو قرار است از اول تا آخر درباره یک محصول پرحرفی کند. چه قدر مشتاقید که آن را تا انتها ببینید؟ مخاطبان ویدیوهای ما مثل مخاطبان کنفرانس های علمی نیستند که پانزده دقیقه (حداقل زمان یک سخنرانی) روی صندلی بنشینند و نت برداری کنند. اصلاً پانزده دقیقه؟! فاجعه است. باید به دنبال ارائه ای خیلی کوتاه و اثرگذار باشید. این مهم میسر نخواهد شد مگر از طریق Brand Personality یا شخصیت برند. برندها هم مانند انسان ها دارای خصوصیت های شخصی هستند که آن را واجد ارزش و از همدیگر متمایز می کند. برند به واسطه شخصیتی که ارائه می کند درک شده و شناخته می شود. ممکن است محصولی که شما تولید می کنید عیناً همانی باشد که بقیه هم تولید می کنند. چرا مخاطب باید در این شلوغی شما را انتخاب کند؟


یک شامپو چه ارتباطی با فوتبال یا والیبال دارد؟ در وهله اول هیچ. هر کسی ممکن است از این محصول استفاده کند. برندها با استفاده از ورزشکاران اصطلاحاً برند خود را صاحب شخصیت می کنند و این طور وانمود می کنند که برند ما ارزش های ورزشی را ارج نهاده و ترویج می کند. همانگونه که شخصیت انسان در ارتباط با مسائل ساده ای مانند لباس پوشیدن، نوع حرف زدن، راه رفتن، دایره دوستان و... شکل می گیرد برندها به طرز هوشمندانه ای از این امکان برای شخصیت سازی برند خود استفاده می کنند. کریستیانو رونالدو در تبلیغی در تخت خواب دراز کشیده، کنار استخر راه می رود، صبخانه می خورد و تنها در یک سکانس ادکلن تولیدی برند خودش را استفاده می کند. امورات روزمره به سادگی بر جذابیت ویدیو افزوده و مخاطب را درگیر ویدیو می کند. بنابراین، به جای وراجی های بی پایان درباره محصول آگاهانه شخصیت برندتان را ارائه کنید.

 

4- از دوربین نترسید
کمتر کسی برای بارهای اول از شنیدن صدا و دیدن تصویر خودش احساس خوشایندی را تجربه می کند. تا حدی طبیعی هم هست. محکم ایستادن جلوی دوربین قواعدی دارد که عموم مردم از آن بی اطلاع هستند. اما دلسرد نباشید. با آگاهی از این اصول می توانید بر ترس از دوربین غلبه کنید و از پیشرفت تان شگفت زده شوید. قبل از هر چیز باید خودتان را مجاب کنید که جلوی دوربین ظاهر شوید. بدون هیچ پیش شرطی. تا به این ترس غیرعقلانی غلبه نکنید نمی توانید از تمرین تجربه ای به دست آورید.

در مرحله بعد سعی کنید جلوی دوربین همانی باشید که کنار دوستانتان هستید. همانقدر عاطفی و صمیمی. هیچ کس دوست ندارد یک عصا قورت داده را تماشا کند. از انتقادهای خشنی که ممکن است اول کار از طرافیان یا کامنت گذاران دریافت کنید نهراسید. روی بخش های سازنده آن ها تمرکز و به آینده فکر کنید.
 با این حال چنانچه شخصی از اطرافیان یا دوستانتان به طور غریزی از استعداد بهتری مقابل دوربین برخوردار است غفلت نکنید. از پتانسیل های اطرافتان به خوبی استفاده کنید. قرار نیست همه کار ها را خودتان انجام دهید.

 

5- پشت صحنه همیشه هم جذاب نیست
اغلب مردم دوست دارند ببینند پشت صحنه چه خبر است. اما همیشه هم این طور نیست. گاهی پشت صحنه ها چنان بی مزه از آب در می آیند که بودنشان به اصل ویدیو هم لطمه می زند. سلبریتی های اینستاگرام این روزها در تولید پشت صحنه های بی نمک سرآمد هستند. زمانی به فکر ساخت پشت صحنه بی افتید که مطمین باشید اتفاق جالبی وجود دارد. شاید صحنه هایی از فرایند تولید یا حاشیه آن جذابیت داشته باشد. در حال تولید محصولی در خانه هستید و به تصویر کشیدن گربه ای پشت پنجره که روی دیوار همسایه پرنده ای را دنبال می کند رکورد شما را بالا خواهد برد.

 

6- هرگز موردی را بدیهی فرض نکنید
اینکه چه فکری در سر ما می گذرد را فقط خودمان می دانیم مگر آنکه افکار را به با حوصله و شمرده برای دیگران بیان کرده و مطلع کنیم. در ساخت ویدیو هم باید فرض را بر این واقعیت بگذاریم که مخاطب هیچ نمی داند. ویدیوی ما باید بدون هیچ توضیح اضافه یا تکمیلی بعدی به اندازه کافی گویای مطلب باشد. با این خیال که این موضوع بدیهی است، نباید هیچ موضوعی را جا بیاندازیم. توپ فهم ویدیو را در زمین مخاطب نیندازیم. هر چه گنگ تر، بازنده تر.

 

 7- فیلمبرداری از صفحه نمایش
در ارتباط با افزارهای رایانه ای هیچ چیز بهتر از فیلم برداری از صفحه نمایش نیست. گاهی محصول دیجیتال شما برای حل مشکلی ابزاری کارامد ارائه کرده اما به دلیل پیچیدگی های رایج این نوع محصولات فهم آن به سادگی توسط مخاطب میسر نباشد. صفر تا صد طرز استفاده از نرم افزار تولیدی خود را توسط یک ویدیو از صفحه نمایش گوشی یا کامپیوتر ضبط کنید. با این روش مخاطب واو به واو در جریان محصول شما قرار گرفته و به سرعت جذب شود. در ساختن چنین ویدیوهایی عجله نکنید. با طمأنینه از تکرار و تأکید بهره ببرید تا موضوع به خوبی برای مخاطبی که برای اولین بار با چنین محصولی مواجه شده است، جا بی افتد. توضیحات تکمیلی به صورت «صدا» به فهم بهتر «تصویر» نیز کمک می کند.

 

8- ویدیو را با جزئیات افراطی هدر ندهید
شما هیچگاه در برندهای تلفن هایِ هوشمندِ ضد آب شاهد این نیستید که در یک ویدیوی 60 ثانیه ای کل ویدیو را صرف ویژگی ضد آب بودن آن کنند. همین که گوشی برای چند لحظه ای درون پارچ آبی بی افتد به فهم مطلب کفایت می کند. همین طور در تبلیغات خودروهای روز دنیا عمده زمان ویدیو صرف جزئیات تایر ماشین نمی شود. ولو اینکه ویژگی خاصی برای آن در نظر گرفته شده باشد. اما اینکه محصول اصلاً تایر باشد، آن وقت طور دیگر ویدیو را باید مدیریت کرد. در نهایت اینکه مصرف کننده چگونه از محصول استفاده می کند بسیار مهم است. زیرنویس ها امکان مناسبی هستند تا بتوان جزییات را به صورت مختصر شرح داد. از آن ها نیز استفاده کنید.

 

9- از محرک هایی که باعث اشتراک گذاری می شوند غافل نشوید
هیچکس دوست ندارد ویدیوی تبلیغاتی اش در این فضای بی انتهای مجازی دفن شود. اما چگونه؟ چه طور می توان مخاطب را به اشتراک گذاری بیشتر تحریک و ترغیب کرد؟ سراغ موضوعات ناشناخته بروید. مردم میل به کشف ناشناخته ها دارند. خلأهای اطلاعاتی می تواند حس کنجکاوی مخاطب را برانگیخته کند. از طولانی بودن ویدیو بپرهیزید و ارزش های اجتماعی را که ممکن است جمعیت زیادی هواخواه داشته باشد مد نظر قرار دهید. گاهی البته خاص بودن و متفاوت عمل کردن هم می تواند به بازنشر ویدیوی شما کمک کند. این که موضوعی تکراری به طرزی معتبر بیان متفاوتی داشته باشد برای مخاطب خسته از روزمرگی ها هیجان انگیز خواهد بود.


از طرفی، خیل کثیری از مردم علاقه دارند سرآمد دوستان و آشنایانشان به نظر برسند.  هر چی باهوش تر، زیرک تر، دقیق تر و... به نظر برسند احساس رضایت بهتری خواهند داشت. اینکه شما در ویدیوها به این حس بها بدهید؛ مخاطبان در به اشتراک گذاری ویدیوهایتان همت بیشتری به خرج می دهند. بنابراین از اعتبار اجتماعی ای که ویدیوی شما منتقل می کند غافل نباشید.ممکن است سایتی طراحی کرده اید که با هزینه ای کمتر و امکاناتی گسترده تر از رقبا می تواند خدماتی را انجام دهد.

اینکه مردم بدانند نیاز نیست برای چنین خدماتی لزوماً به مغازه ها مراجعه کنند و تنها با چند کلیک از هر جا نیاز آن ها برآورده می شود، به واقع کاری انجام داده اید که مخاطب را به سمت محتوای ویدیویی خود کشیده و در بازار رقابت بقیه را ضربه فنی کرده اید.نکته ای نهایی: مردم تبلیغات را به اشتراک نمی گذارند. آنها داستان را به اشتراک می گذارند. بنابراین سعی کنید به فیلمهای بازاریابی خود مانند داستان نویس نگاه کنید. در ادامه این موضوع را توضیح خواهیم داد.

 

10- روی داستان ها فوکوس کنید و نه فروش
قبل از ظهور رسانه های اجتماعی، اگر فردی می خواست برای تبلیغ اقدام کند، مجبور بود زمانی را در یک کانال رسانه ای محبوب مانند تلویزیون اجاره کند. در سیستم عامل های اجتماعی، برند ها می توانند دقیقاً به همان مخاطب برسند. این بدان معنی است که محتوای تبلیغاتی باید با سرگرمی های رایج در این شبکه ها رقابت کنند. اگر می خواهید فیلم شما تماشا شود، باید نوعی ارزش برای بیننده ایجاد کند. فیلم هایی که صرفاً روی یک برند تجاری متمرکز شده اند و به صورت سنتی آگهی تبلیغاتی را در حلق مخاطب فرو می کنند مطئن باشید با شکست مواجه می شوند.
تبلیغ جالبی از تلویزیون های خارجی زبان پخش می شد که خانمی پس از استفاده از ادکلن های آن برند، اطرافیانش را مدهوش خود می کرد به نحوی که آن ها هوش و حواس شان پرت می شد و به تیر چراغ برق برخورد می کردند. نقطه اوج با مزه ای که باعث می شد آگاهی در عمق ذهن مخاطب ته نشین شود. این آگهی تلاش می کرد تا با اغراق، قدرت رایحه را به مخاطبانشان منتقل کند. این روایت داستانی به شکلی منحصر به فرد مخاطب را درگیر می کرد. خندیدن، گریستن، ترسیدن یا برانگیختن هر نوع احساسات انسانی برای لحظه ای هم که شده به عمق بخشیدن اثر ویدیویی شما کمک می کند. حتی می توانید روایت یکی از مشتریان خود را به صورت فیلمی کوتاه در آورده و نحوه تغییرات او را به طرزی ملموس به نمایش بگذارید. مردم مشتاق هستند که داستان زندگی بقیه را ببینند و در جریان آن قرار بگیرند. بسته به خلاقیت راه بی پایانی در انتظار شماست.

 

11- از پیچیدگی بپرهیزید
این یک واقعیت است که در دنیای کنونی آدمها شتاب بیشتری یافته اند و در این آشفته بازار سرعت و سادگی را بیشتر ترجیح می دهند. علت رواج داستان کوتاه به رمان را باید در همین شتاب و سرعت جست و جو کرد. حال تصور کنید شما قصد دارید برای محصول تان تخفیفی در نظر بگیرید. هر کار اضافه ای که از مخاطب برای دریافت تخفیف طلب کنید، شانس داشتن مشتری بیشتر را از دست خواهید داد. قابلیت یک کلیک در خود ویدیو عالی است. بی منت مصرف کننده را صاحب تخفیف تان کنید.    

 

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

برچسب ها
رایسان

نظرات کاربران

ارسال نظر

    نظری ثبت نشده است .

نظر خود را راجب این مقاله بنویسید :

آخرین مقالات
برچسب ها
رایسان